اخیراً، خلیل شیرغلامی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در ارمنستان، اظهار داشت که “یک تصور در تهران دارد شکل می گیرد که ارمنستان به یک مرکز جدیدی از فعالیت معاندین کشور ایران تبدیل شده “. ما ناراحتی ایران، کشور همسایه و دوست ما را درک میکنیم. این مورد هم اتفاق جدیدی نیست و به سال ۲۰۱۸ برمیگردد، زمانی که نمایندهای از حکومت دفاکتو ارمنستان از تریبون مجلس ملی، ایران را یک کشور “اقتدارگرا”
نامید.
این نگرانی که از طرف همکار ایرانی ما اعلام شده، اگرچه به جاست، اما در عین حال تصویر کامل نمی باشد. باید به وضوح تاکید کرد که این حکومت دفاکتو ارمنستان است که ارمنستان را ضد ایرانی جلوه میدهد، در حالی که ۷۷.۹٪ از ملت ارمنستان
دیدگاه مثبت یا خنثی نسبت به ایران دارند.
وضعیت در مورد آذربایجان اساساً متفاوت است. در آنجا، مقامات نه تنها ایران را دشمن و نیروی استعماری میدانند (برای مثال،
اخرین مصاحبه الهام علیاف بررسی کنید)، بلکه شعار «rus-fars-erməni – bunlar türkün düşməni» («روس، فارس و ارمنی دشمنان ترک هستند») یک شعار معروف و محبوب است.
در کل می توان گفت که، دولت آذربایجان نیز به عنوان یک پروژه ضد ایرانی با تصاحب آشکار نام استانهای شمالی ایران و ادعای مالکیت آنها ایجاد شد. این آرمانهای توسعهطلبانه در دوره شوروی فروکش نکرد؛ برعکس، ملیگرایی مخرب در آذربایجان شوروی شکوفایی یافت و هر دو ساحل رودخانه ارس را به عنوان «سرزمین آذربایجان» به تصویر کشید که ظاهراً «در سال ۱۸۲۸ توسط روسیه امپریالیست و ایران به زور تقسیم شده است».
به پیوست، گزیدهای از فیلم آذربایجانی شوروی «سرزمین خونین» را ارائه میدهیم. این فیلم داستان قاچاق نبی، راهزن و قاتل بدنامی که در قرن نوزدهم در جنوب قفقاز فعالیت میکرد، را روایت میکند. با وجود این، در این فیلم او به عنوان نوعی «جد آذربایجانیها»، چهرهای «رابین هود» که برای حقوق مردم میجنگد، به تصویر کشیده شده است.
در صحنه ارائه شده، سربازان ایرانی، که گفته میشود به دستور شاهنشاه عمل میکنند، یک روستای آذربایجانینشین در جنوب رودخانه ارس را تخلیه میکنند تا آن را به قیشلاقی برای گلههای گوسفند شاهنشاه تبدیل کنند. چه طنز تلخی از سرنوشت: قومی که به عنوان نتیجه یک کنفدراسیون سیاسی دامپروری ترکمن قرون وسطایی ظهور کرد، ایران — کشوری دارای تمدن هزاران ساله — را به عنوان یک «دولت چوپان» به تصویر میکشد.
قاچاق نبی — که نمونه اولیه تاریخی آن هرگز حتی یک بار هم به جنوب ارس پا نگذاشته است — روستا را «آزاد» میکند و به یک افسر ایرانی سیلی میزند. یکی از ستوننویسان معاصر آذربایجانی با افتخار
میگوید که «فقط صدای آن سیلی خودش ارزش یک فیلم کامل را دارد.»
این دقیقاً تفاوت بین سیاستی که به صورت اجباری توسط مقامات موقت ارمنستان اعمال شده و آذربایجان است که همچنان یک مرکزی است که تا مغز استخوان معاند ایران می باشد.
#ՀավերժականՀայաստան
#ՀաջորդտարիՇուշիում
اِدگار اِلباکيان
کارشناس علوم سياسی
@elbakyan_edgar